تبلیغات
جهانیها - خوابگاه
 
جهانیها
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : امید جهانشاهی
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
جمعه 1 خرداد 1394 :: نویسنده : امید جهانشاهی

رفته بودیم حیاط خوابگاه از چمنا و برگ درختا میکندیم میدادیم دهن بچه های اکیپمون(اسمش (active8وهررررر ههرررررررررر میخندیدیم بعد  یه ساعت بدو بدو رفتیم تو خوابگاه و یهو دیدیم سرپرست بداخلاقه جلومونه !!!!!ماهم درحالی که دستمون علف بودو کف سالنم ریخته بود خشکمون زد...........بعد سرپرستمون برگشت گفت:مگه شما گوسفندین؟!؟!؟!؟؟!؟!؟!؟ماهم بخند بخند بخند..........مرده بودیم سر پرسته هم  عصبانی میگف: شما آدم نمیشین من همتونو دفتر میکشونم اخراجتون میکنموووو......دلم برا اذیت کردنش یه ذره شده......سرپرست سال اولمون بود





نوع مطلب :
برچسب ها : حیات، خواب، خوابگاه، چمن، درخت، خنده، عصبانی،
لینک های مرتبط :

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر